تغییرپذیری تراکم و زیست‌تودة کرم‌های خاکی با مشخصه‌های خاک بعد از تغییر کاربری اراضی جنگلی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد، گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه کردستان، سنندج

2 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه کردستان، سنندج و مرکز پژوهش و توسعة جنگلداری زاگرس شمالی، بانه

چکیده

کرم‌های خاکی، از مهم‌ترین شاخص‌های اکولوژیک در ارزیابی کیفیت خاک اکوسیستم‌های خاکی قلمداد می‌شوند. در این پژوهش، با هدف ارزیابی تغییر کاربری اراضی جنگلی بر تراکم و زیست‌تودة کرم‌های خاکی و برخی مشخصه‌های خاک، در چهار کاربری مختلف جنگل کمتر دست‌خورده، جنگل بهره‌برداری‌شده، زراعت آبی (یونجه) و باغ (سیب و گلابی) در منطقه‌ای در اطراف روستای یعقوب‌آباد در جنگل‌های بانه، 40 پروفیل خاک به‌صورت کاملاً تصادفی انتخاب و نمونه‌های خاک و کرم خاکی از عمق 25-0 سانتی‌متری برداشت شد. نتایج نشان داد که تغییر کاربری اراضی سبب کاهش کربن آلی خاک در کاربری‌های مختلف نسبت به کاربری جنگل کمتر دست‌خورده (95/2 درصد) شده است. کاربری جنگل بهره‌برداری‌شده نسبت به دیگر کاربری‌ها کمترین مقادیر فسفر و هدایت الکتریکی را به خود اختصاص داد. در سایر فاکتورهای خاک نیز از جمله نیتروژن، C/N، پتاسیم، pH، درصد رطوبت و درصد سنگریزه اختلاف معنی‌داری وجود داشت. همچنین، بیشترین تراکم کرم‌های خاکی به کاربری جنگل کمتر دست‌خورده (8/204 در مترمکعب) و کمترین مقدار آن به کاربری جنگل بهره‌برداری‌شده (8/44 در متر مکعب) تعلق داشت. در مجموع تراکم کرم‌های خاکی با زیست‌تودة آنها و همچنین با درصد تاج‌پوشش درختان همبستگی مثبت معنی‌دار و با درصد سنگریزه و درصد بیرون‌زدگی خاک همبستگی منفی معنی‌داری نشان داد. همچنین افزایش زیست‌تودة کرم‌های خاکی همبستگی مثبت معنی‌داری با کربن آلی، نیتروژن کل و رطوبت خاک و همبستگی منفی معنی‌داری با درصد بیرون‌زدگی خاک نشان داد. در نهایت می‌توان گفت تغییر کاربری اراضی جنگلی و بهره‌برداری در جنگل، می تواند سبب کاهش تراکم کرم‌های خاکی شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The variation in density and biomass of earthworms with physical and chemical properties of soil after forest land-use change

نویسندگان [English]

  • M. Mazouji 1
  • K. Mohammadi Samani 2
  • V. Hosseini 2
1 M.Sc., Dept. of Forestry, University of Kurdistan, Sanandaj, I. R. Iran
2 Assistant prof., Dept. of Forestry, University of Kurdistan, Sanandaj, Iran and the Center for Research and Development of Northern Zagros Forestry, Baneh, I. R. Iran.
چکیده [English]

The earthwormis considered as one of the most important ecological indicators in assessing the soil quality of the soil ecosystems. The aim of this research was the investigation of forest land-use changes on the earthworm’s density and biomass related to the soil properties. For this purpose, 40 soil profile and earthworm samples were randomly taken from 0-25 cm in four different land-uses (Less-disturbed forest, disturbed forest, agricultural irrigated land (Medicago sativa) and orchard (Pyrus sp. and Malus sp.) in Baneh county forest's, Kurdistan province. The results showed that soil organic matter in different land uses decreased in all land uses compared to the less-disturbed (SOM=2.95 percent) forest. The disturbed forest dedicated the least amount of phosphorus and electrical conductivity than the other land uses. There were significant differences among other soil factors including nitrogen, C/N, potassium, pH, moisture, and gravel percent. In addition, the most and the least density of earthworms were belonged to the less-disturbed forest (204.8/m-3) and disturbed forest (44.8/m3), respectively. In general, the density of earthworms showed a positive significant correlation with their biomass as well as canopy percent and negative significant correlation with gravel and the soil rock percent. Increasing of earthworm’s biomass showed a positive significant correlation with the soil organic matter, nitrogen and moisture percent, and negative significant correlation with soil rock percent. As a conclusion, forest land-use changing and forest utilization have reduced the density of earthworms, which was decreased significantly in the disturbed forest and agricultural irrigated land compared to less-disturbed forest.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Biological index
  • Land Use Change
  • Soil abiotic factors
  • Zagros forest