تعیین رویشگاه بالقوۀ گونۀ ملج (Ulmus glabra Huds.) با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی در جنگل خیرود نوشهر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی و علوم دریایی نور، دانشگاه تربیت مدرس، نور

2 استادیار گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی و علوم دریایی نور، دانشگاه تربیت مدرس، نور

3 استاد گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی و علوم دریایی نور، دانشگاه تربیت مدرس، نور

چکیده

مدل‌های پراکنش گونه‌ای الگوریتم‌های تحلیلی-آماری هستند که به شناسایی روابط بین پراکنش گونه‌های گیاهی و عوامل محیطی و تعیین رویشگاه بالقوۀ گونه‌های گیاهی می‌پردازد. گونۀ ملج یکی از گونه‌های بومی جنگل‌های شمال ایران است که به‌علت دخالت بی‌رویه و شیوع بیماری مرگ نارون در معرض خطر انقراض قرار دارد و نیازمند توجه و حفاظت است. هدف اصلی مطالعۀ حاضر، به‌کار‌گیری مدل حداکثر آنتروپی به‌منظور شناسایی رویشگاه بالقوۀ گونۀ ملج در جنگل خیرود نوشهر با استفاده از خصوصیات اولیه و ثانویۀ توپوگرافی و همچنین نقشه‌های خاک‌شناسی، حاصلخیزی خاک و زمین‌شناسی است. با استفاده از روش نمونه‌برداری انتخابی و اطلاعات آماربرداری، 873 پایۀ ملج ثبت شد. معیار سطح زیر منحنی ROC نشان داد که این مدل برای تعیین رویشگاه بالقوۀ گونۀ ملج دارای عملکرد خوبی است. بر اساس ارزیابی اهمیت نسبی متغیرها در مدل حداکثر آنتروپی، ارتفاع از سطح دریا و عمق دره مهم‌ترین متغیرهای مؤثر در تعیین رویشگاه گونۀ ملج هستند. مطالعۀ حاضر نشان داد که حدود 57/32 درصد منطقۀ تحقیق، دارای پتانسیل زیاد و خیلی زیاد برای حضور گونۀ ملج است. نتایج این تحقیق نشان داد که به‌علت وجود شرایط بهینه در میان‌بند برای حضور گونه‌ها و همچنین پتانسیل زیاد این منطقه برای حضور گونۀ ملج، این منطقه بهترین رویشگاه برای حضور این گونه در جنگل خیرود نوشهر است. مدل ایجادشده می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای استفادۀ مدیران و کارشناسان جنگل برای کمک به حفاظت و احیای گونۀ باارزش ملج در این جنگل استفاده شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Predicting the potential habitat of Wych elm (Ulmus glabra Huds.) using the Maxent model in Kheyrod forest

نویسندگان [English]

  • Atefeh Mohammadi 1
  • S.J. Alavi 2
  • Seyed Mohsen Hosseini 3
1 M.Sc Student, Faculty of Natural Resources and Marine Sciences, Tarbiat Modares University, Nur, I. R. Iran
2 Assistant Prof.,Faculty of Natural Resources and Marine Sciences, Tarbiat Modares University, Nur, I. R. Iran
3 Prof., Faculty of Natural Resources and Marine Sciences, Tarbiat Modares University, Nur, I. R. Iran
چکیده [English]

Investigating the relationship between distribution of plant species and environmental factors is one of the main issues in plant ecology. Habitat suitability or species distribution models, are defined as statistical analysis algorithms which relates species data to the environmental predictor variables. This study aims at predicting the habitat suitability of Wych elm species in Kheyroud forest using Maxent model. Wych elm is one of the most invaluable native species in Hyrcanian forest. However, due to the outbreak of Dutch elm disease in recent decades and illegal cutting of this species, its dominance has been significantly decreased. Therefore, the primary and secondary topographic attributes derived from digital elevation model with 12.5 m resolution along with soil characteristics, soil fertility, and geology maps, were extracted at each Wych elm location. Using selective sampling and inventory data, 873 Wych elm individuals were recorded. The results showed that Maxent model has a high potential to predict the suitable habitats for Wych elm based on AUC criterion. Altitude and valley depth were the most important variables in determining the habitat suitability for Wych elm species. Moreover, 32.57% of the study area has an acceptable potential for the presence of this species. Due to the optimal moisture, thermal, and topographic conditions in mid-lands, this area is the best habitat for this species in Kheyrod forest. The generated model can be used as a tool for the forest experts and managers to help conservation and rehabilitation of Wych elm in this forest.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Habitat suitability
  • Species distribution modeling
  • Area under curve
  • Primary and secondary topographic attributes